تبليغاتX
ققنوس
ققنوس

آنچه در خلقت وجود دارد « تفاوت » است نه « تبعیض » . « تبعیض » آن است که در شرایط مساوی و استحقاقهای همسان ، بین اشیاء فرق گذاشته شود ، ولی « تفاوت » آن است که در شرایط نامساوی ، فرق گذاشته شود . به عبارت دیگر تبعیض از ناحیه ی دهنده است و تفاوت ، مربوط به گیرنده .

با یک مثال ساده ، مطلب روشن می شود : اگر یک معلم به دانش آموزانی که همه در یک درجه هستند و کار آنها یکسان است نمره های مختلفی بدهد ، این تبعیض است ؛ ولی اگر معلم ، همه را به یک دیده بنگرد و همه را یک جور تعلیم دهد و یک جور امتحان کند و سوالات امتحانی که طرح می کند برای همه یکسان باشد ، آنگاه برخی از شاگردان او به خاطر کودنی و کم هوشی ، یا به خاطر ساعی نبودن ، از عهده ی امتحان به خوبی یا اصلا بر نیایند و برخی دیگر از شاگردان به علت استعداد قوی و کار خوب ، سوالات امتحانی را کاملا جواب بدهند ، و معلم به هرکدام آنها بر طبق جوابهای امتحانی نمره بدهد که قهرا مختلف خواهد بود ، در اینجا تفاوت رخ داده نه تبعیض . عدالت این نیست که معلم ، همه ی نمره ها را جمع کند و بعد بین همه ی دانش آموزان بطور مساوی قسمت کند ؛ عدالت این است که به هر کدام آنچه را که استحقاق دارد بدهد . در اینگونه موارد ، فرق گذاشتن ، عین عدالت و مساوات است ، و فرق نگذاشتن ، عین تبعیض و ظلم .

حال باید دید راز تفاوتها چیست ؟ راز تفاوتها یک کلمه است : « تفاوت موجودات ، ذاتی آنها می باشد و لازمه ی نظام علت و معلول است ».

در حکمت الهی ، این بحث ، تحت عنوان «کیفیت صدور موجودات از ذات باری » مطرح می گردد . موضوع بحث این است که : آیا اراده ی خدا بطور جدا جدا به آفرینش موجودات تعلق می گیرد ؟ مثلا اراده می کند و آقای « الف » را می آفریند ، اراده ی دیگری می کند و آقای « ب » را می آفریند و اراده ی سومی می کند و فرضا شیء « ج » را خلق می کند ؛ و همین طور هر چیزی را با اراده ای جداگانه و مخصوص به آن چیز خلق می کند ؟ یا آنکه همه ی اشیاء را با یک اراده ی واحد و بسیط ایجاد می نماید ؟

گروهی از متکلمین که در معارف الهی ، « سطحی » فکر می کنند طرفدار احتمال اول اند ؛ ولی آنچه را که دلائل دندان شکن عقلی و براهین قاطع فلسفی اثبات می کند و شواهدی از قران کریم نیز بر درستی آن هست ، نظریه ی دوم است . به موجب این نظریه ، همه ی جهان از آغاز تا انجام ، با یک اراده ی الهی به وجود می آید ، یعنی بینهایت چیز به وجود می آید و همه با اراده ی خدا به وجود می آید ولی نه با اراده های جدا جدا ، بلکه فقط با یک اراده ، آن هم یک اراده ی بسیط ، چنانکه قرآن کریم می فرماید :

« انّا کُلّ شی ءخلقناه بقدر و ما امرُنا الّا واحدة کلمح بالبصر . »

« ما همه چیز را با اندازه و قدر مشخص آفریده ایم و کار ما جز یکی نیست ، همچون چشم بر هم زدن .»

به موجب این عقیده ، برای آفرینش ، نظام خاص و قانون و ترتیب معینی است و اراده ی خدا به وجود اشیاء ، عین اراده ی نظام است . از همینجا است که قانون علت و معلول و یا « نظام اسباب و مسببات » به وجود می آید . معنای « نظام اسباب و مسببات » این است که هر معلولی علت خاص ، و هر علتی معلول مخصوص دارد ؛ نه یک معلول مشخص ممکن است از هر علتی بدون واسطه صدور یابد و موجود گردد و نه یک علت معین می تواند هر معلولی را بی واسطه ایجاد کند . در حقیقت ، هر موجود و هر شیء در نظام علت و معلول ، جای مشخص و مقام معلومی دارد ، یعنی آن معلول ، معلول شیء معینی است و علت شیء معین ، و این همان مفهوم دقیق « انّا کُلّ شی ءخلقناه بقدر » است .

                                                                                          « برگرفته از کتاب عدل الهی استاد مرتضی مطهری »


+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 17:46
توسط ققنوس موضوع: |

ghoghnoos-1889

ققنوس

ghoghnoos-1889

http://ghoghnoos-1889.blogfa.com

ققنوس

ققنوس - عدل الهی (2)

ققنوس

ققنوس وار بـال بـر آتـش هـمی زنـم
تا ره برم در آتش خود بر کمال خویـش
ما بـعد مـرگ زنـدگی آغـاز مـی کنیم
یابـیم جـاودانـگی از ارتـحــال خـویـش مرغ خوشخوان آوازه ی جهان

ققنوس

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog